شيخ محمد جعفر امامى
116
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
است كه منتهى به هلاكت مىشود . بعضى از ارباب لغت نيز ، آن را به معناى « قطع كردن » تفسير كردهاند ، و اين شايد به خاطر آن است كه زيان مستمر و منتهى به هلاكت طبعاً سبب قطع و بريدگى مىشود ، و از مجموع اين معانى همان استفاده مىشود كه در معناى آيه گفتهايم . « 1 » [ تَبار : ] « وَ لا تَزِدِ الظَّالِمينَ إِلَّا تَباراً » « تَبار » بهمعناى « هلاكت » است و به معناى « زيان و خسارت » نيز تفسير شده است . « 2 » [ تَبارَك : ] « تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالِمِينَ » « تَبارَك » از مادّهء « بركت » است و ريشهء آن « برك » ( بر وزن درك ) به معناى سينهء شتر مىباشد ، و از آنجا كه شتران به هنگامى كه در جايى ثابت مىمانند سينهء خود را به زمين مىچسبانند ، اين كلمه تدريجاً معناى ثابت ماندن به خود گرفته است ، سپس به هر نعمتى كه پايدار و با دوام باشد و هر موجودى كه داراى عمر طولانى و آثار مستمر و ممتد است ، موجود « مبارك » يا « پربركت » گفته مىشود . و نيز اگر مىبينيم به استخرها و يا بعضى از مخازن آب « بركه » گفته مىشود به خاطر اين است كه آب مدتى طولانى در آن باقى مىماند . و از اينجا روشن مىشود كه يك سرمايهء « پربركت » ، سرمايهاى است كه به زودى زوال نپذيرد . و يك موجود « مبارك » موجودى است كه آثار آن مدتى طولانى برقرار بماند . بديهى است لايقترين وجود براى اين صفت ، همان وجود خداوند است ، او وجودى است مبارك ، ازلى ، ابدى و سرچشمهء همهء بركات و نيكىها و خير مستمر ، « تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ » . و « بَرَكَ الْبَعِيْرُ » مفهومش اين است كه شتر سينهء خود را به زمين زد ، سپس ، اين كلمه به معناى دوام ، بقاء و زوالناپذيرى آمده ، و در مورد هر نعمتى كه پايدار و بادوام باشد ، گفته شده است ، و چنان كه گفتيم مخزن آب ( و محل تجمع آب باران ) را از اين رو « بركه » مىگويند كه ، آب مدتى طولانى در آن باقى مىماند . « 3 » [ تَبَتَّلْ : ] « وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتيلًا » « تَبَتَّلْ » از مادّهء « بَتْل » ( بر وزن حتم ) در اصل به معناى « انقطاع » است ، و لذا به مريم « بتول » گفته شده ؛ چرا كه هيچ همسرى براى
--> ( 1 ) . مؤمن ، آيهء 37 ( ج 20 ، ص 118 ) ؛ مسد ، آيهء 1 ( ج 27 ، ص 448 ) ( 2 ) . نوح ، آيهء 28 ( ج 25 ، ص 98 ) ( 3 ) . اعراف ، آيهء 54 ( ج 6 ، ص 246 ) ؛ رحمن ، آيهء 78 ( ج 23 ، ص 197 ) ؛ ملك ، آيهء 1 ( ج 24 ، ص 326 )